پیام فاجعه ایران خودرو: سوسیالیسم یا بربریت!

انترناسيونال ۳۸۵

فاجعه جانباختن ده نفر و مجروح شدن تعداد بیشتری از کارگران ایران خود رو یک بار دیگر عمق توحش و گندیدگی نظام سرمایه داری را بر ملا میکند. سانحه ای که در ایران خود رو اتفاق افتاد بهیچوجه یک حادثه اتفاقی و استثنائی نیست. این اولین بار نیست در ایران خود رو و در دیگر کارخانه ها چنین فجایعی رخ میدهد و سانحه ای که مدام تکرار بشود، حادثه ای که اجتناب پذیر باشد اما کسی برای جلوگیری از آن اقدامی نکند، دیگر اتفاق و استثنا نیست، قاعده است. قاعده نظامی که در آن نه جان و حرمت انسانها بلکه استثمار و سود و سودپرستی محور همه چیز است. قاعده نظامی که اساس و فلسفه وجودیش نه تامین زندگی و رفاه کارگران و اکثریت عظیم مردم جامعه بلکه حمایت از منافع یک اقلیت مفتخور صاحب سرمایه است. و این مفتخوران در ایران جمهوری اسلامی بردگی و بیحقوقی کارگران را به اوج خود رسانده اند.

در جمهوری اسلامی سرمایه از حداقل شرایط ایمنی در محیط کار خبری نیست، دستمزدهای چند برابر زیر خط فقر، شدت کار و اضافه کاری - که کارگر برای تامین معاش ناگزیر به آن تن میدهد- بیداد میکند، و کارگران از کمترین حق تشکل و سازمانیافتن برای اعتراض به این شرایط و دفاع از حقوق پایه ای خود محروم اند. در چنین شرایطی جانباختن کارگران در اثر "سوانح محیط کار"، مانند جانباختن بردگان در عصر اسپارتاکوس، یک قاعده و اصل و جزء لازم و طبیعی نظام موجود است. باید در برابر این جنایت مستمر قاطعانه ایستاد.

فاجعه ایران خودرو میتواند سرآغاز موج جدیدی از اعتراض و مبارزه کارگران باشد. جنایت کارفرمایان و حکومتشان باید با قدرت از جانب ما پاسخ بگیرد. باید با تمام قوا به اعتراض برخاست. باید شرایط ایمنی کار با بالاترین استانداردها در در مراکز تولیدی را به کارفرکایان و دولتشان تحمیل کرد، باید خواستار پیگیرد و محاکمه بانیان و مسئولین این نوع فجایع در محیط های کار شد و برای افزایش دستمزدها و تامین شرایط رفاهی کار پیگیرانه مبارزه کرد. اما مهمتر از همه باید برای سرنگون کردن جمهوری اسلامی سرمایه داران بمیدان آمد.

سی و دو سال قبل طبقه سرمایه دار ایران- و حامیان جهانی اش- در هراس از انقلابی که کل موجودیت نظامشان را بخطر انداخته بود اسلامیون را روی کارآوردند تا از ریزش کل نظام استثمارگرانه شان جلو گیری کنند. و در این سی و دو سال جمهوری اسلامی با قانون کار برده وارش، با تنزل سطح دستمزد کارگران به یک سوم خط فقر، و با استقرار ارگانهای رنگارنگ سرکوب در کارخانه ها و در هم کوبیدن تشکلهای کارگری و پیگیرد و دستگیری و اعدام کمونیستها و فعالین جنبش کارگری در پاسداری از منافع سرمایه سنگ تمام گذاشت. اما اکنون زمان انقلاب دیگری فرا رسیده است. انقلابی که جمهوری اسلامی را بزیر بکشد و نظام سرمایه داری را با تمام نمایندگان رنگارنگ مذهبی و غیر مذهبی و تاجدار و عمامه دارش ریشه کن کند.

اسپارتاکوس چشم انداز روشنی از پیروزی نداشت اما ما کارگران میدانیم چه میخواهیم. ما در برابر بربریت سرمایه، سوسیالیسم را قرار میدهیم. پاسخ ما در برابر یکی از وحشیترین و ضد انسانی ترین حکومتهائی که جامعه ایران و کل جهان معاصر بخود دیده است، نظام سوسیالیستی، یعنی جامعه ای بری از استثمار و سودپرستی و تبعیض و نابرابری طبقاتی است. قربانیان ایران خود رو با از دست دادن جان خود یکبار اعلام کردند: سوسیالیسم یا بربریت، راه سومی وجود ندارد!