پیام حمید تقوائی بمناسبت روز جهانی کارگر


بشریت طبقه کارگر را بمیدان فرامیخواند!


هیچ زمان مانند امروز جهان این چنین میان دو کمپ کار و سرمایه قطبی نبوده است.
در یکسو سودها و ثروتهای نجومی انباشته شده است و در سوی دیگر فقر و ریاضت کشی اقتصادی و بیکاری و بی تامینی بیداد میکند. در یکسو دولتها و قوانین و ارتش و پلیس و زندان و پاپ و کلیسا و آیت الله ها و اسلامیون و انواع نیروها و حکومتهای قومی و مذهبی و ناسیونالیستی صف کشیده اند و در سوی دیگر توده عظیم کارگران و نود و نه در صد مردمی که از همان حداقل حقوق و خدمات اجتماعی که حاصل مبارزات طبقه کارگر در دهه های گذشته بود محروم شده و از "نظم نوین" سرمایه بجز فقر و بی تامینی و بیحقوقی بیشتر نصیبی نداشته اند. این بیلان کار سرمایه داری عصر ما، سرمایه داری بازار آزاد است که با فروپاشی سرمایه داری دولتی کمپ شرق بیش از سه دهه است افسار گسیخته و بلامنازع بر جهان حکومت میکند.
با اینهمه امروز کمپ سرمایه بیش از هر زمان دیگر رسوا، بی افق و بی چشم انداز است. جنگ و دیکتاتوری و فقر و نابرابری، و همچنین نیروها و حکومتهای مذهبی و قومی سرکوبگر از نوع جمهوری اسلامی همه مستقیما و بلاواسطه و عریان و آشکارتر از همیشه حاصل سلطه سرمایه داری و از ملزومات حفظ و بقای این نظام ضد انسانی است. دیگر جائی برای هیچ عذر و بهانه و توجیهی باقی نمانده است. نه مانند گذشته نابرابریها و مصائب اجتماعی و فقر و اختناق و توحش حکومتهای قومی و مذهبی را میتوان به عدم رشد صنعت و وجود عقب ماندگیهای فئودالی و نیمه فئودالی نسبت داد و نه مانند دوره جنگ سرد، فقر و کشتار و توحش و دیکتاتوری را میتوان با ضرورت رقابت و مقابله با بلوک شرق توجیه و تطهیر کرد. مسئول مستقیم تمام مصائب جهان امروز مستقیما و بدون هیچ پرده ساتر و عذر و بهانه ای نظام سرمایه داری آنهم در شکل کلاسیک و "ناب" سرمایه داری بازار آزاد است و بس. به همین دلیل است که امروز سرمایه داری نه تنها از نقطه نظر اقتصادی، که همه به آن معترف اند، بلکه از نقطه نظر تبیین و توضیح جهان، از نقطه نظر دکترین و مکاتب سیاسی و اقتصادی و اجتماعی و فلسفی، و از لحاظ افق و چشم اندازی که در برابر بشریت قرار میدهد نیز کاملا دچار بحران و سردرگمی شده است.
این وضعیت بیش از هر دوره دیگری در تاریخ طبقه کارگر را بمیدان فرامیخواند. طبقه کارگر بعنوان نیروی اصلی در هم کوبیدن نظم ضد انسانی سرمایه داری و نیروی رها کننده بشریت عصر ما از دنیای پر از تبعیض و نابرابری یک درصدیها! تجربه جنبشها و انقلابات چند سال اخیر بروشنی دو واقعیت پایه ای دوران ما را مورد تاکید قرار میدهد: اول اینکه طبقه کارگر در نبرد دورانساز خود با سرمایه اکثریت عظیم مردم را در کنار خود دارد و دوم اینکه بدون طبقه کارگر بدون رهبری سیاسی و اعمال قدرت این طبقه مبارزات و جنبشها و انقلابات توده ای راه بجائی نخواهند برد. چشم انداز و افق و آلترناتیو طبقاتی کارگران یعنی سوسیالیسم و تنها سوسیالیسم میتواند بشریت را از منجلابی که سرمایه داری برای او ساخته است نجات بدهد. از نظر شیوه های مبارزه نیز این طبقه کارگر است که نهایتا با اعتصابات خود و با از کار انداختن چرخ تولید میتواند بر سلطه سرمایه داران نقطه پایان بگذارد. بمیدان آمدن طبقه کارگر در سطح سیاسی و بعنوان نماینده آینده بشریت و از لحاظ عملی و مبارزاتی بعنوان نیروئی که شیشه عمر سرمایه را در دست دارد، در رهائی بشریت نه تنها از استثمار و بردگی مزدی، بلکه از شرایط قرون وسطائی که نمایندگان مذهبی و قومی و ملی سرمایه در دوره بعد از جنگ سرد بر جوامعی مثل جامعه ایران تحمیل کرده اند، دارای نقشی مطلقا حیاتی و تعیین کننده است.
اول ماه مه امسال باید این پیام را به خیابانها برد. باید نود و نه درصدیها در همه کشورها بدانند که طبقه کارگر است که آینده بشریت را نمایندگی میکند. بدانند که راه از میان برداشتن شکاف عظیمی که بین ثروت و قدرت یک درصدیها و فقر و بی تامینی اقتصادی و بی اختیاری نود و نه در صد جامعه وجود دارد سوسیالیسم و تنها سوسیالیسم است. پیام اول مه امسال تاکید مجددی بر این واقعیت پایه ای است که: دنیا بدون فراخوان سوسیالیسم، بدون امید سوسیالیسم و بدون "خطر" سوسیالیسم منجلابی بیش نخواهد بود.
این پیام بویژه در ایران تحت سلطه جمهوری اسلامی که منجلاب سرمایه در شکل یک حکومت مذهبی قرون وسطائی همه چیز را به قهقرا کشیده است، بیش از هر جامعه دیگری حقانیت و ضرورت خود را نشان میدهد. در ایران تحت سلطه حکومت اسلامی سرمایه پرچم مبارزه نه تنها علیه فقر و استثمارو نابرابری، بلکه مبارزه ضد مذهبی، مبارزه علیه آپارتاید جنسی و علیه اعدام و سرکوب و علیه توحش سرمایه اسلامیزه شده نیز در دست طبقه کارگر است.
جامعه ایران آبستن تحولات زیر و رو کننده ای است. این تحولات بدون عروج طبقه کارگر در عرصه سیاست و در بچالش کشیدن قدرت سیاسی و بدون حضور فعال چهره ها و فعالین و نهاهای کارگری در پیشاپیش مبارزات زنان و جوانان و نود و نه در صد مردم متنفر از رژیم اسلامی، میتواند به هر نتیجه ای منجر بشود بجز رهائی و آزادی جامعه. اول مه امسال بویژه روز تاکید بر این واقعیت است که خلاصی از شر حکومت اسلامی سرمایه و تحقق آزادی و رهائی و برابری و رفاه تنها میتواند با قدرت گیری طبقه ای تامین بشود که در استثمار و سود و رقابت و انباشت سرمایه، و در اسلامیت و قومیت و ناسیونالیسم و خاکپرستی مستلزم سلطه سرمایه، مطلقا هیچ منفعتی ندارد. راه پیشروی و پیروزی، راه بزیر کشیدن جمهوری اسلامی و راه خنثی کردن نیروهای ارتجاعی مذهبی و قومی و دولتهای غربی و منطقه ای که برای دخالتگری در فردای ایران خود را آماده میکنند عروج قدرتمند طبقه کارگر با حزب سیاسی اش، حزب کمونیست کارگری، و با کلیه نهادها و چهره ها و تشکلهایش در دل و در راس مبارزات توده ای است. این پیام اول ماه مه امسال برای نجات مردم ایران از منجلاب اسلامی سرمایه است.
زنده باد سوسیالیسم!
زنده باد اول مه!
حمید تقوائی دبیر کمیته مرکزی حزب کمونیست کارگری ایران
٢ اردیبهشت ١٣۹٢ - ٢٢ آوریل ٢۰١٣